اولين صدف و بستري شدن در بيمارستان
با تمام نشدن گريه هاي شبانه در هفته سوم مهد كودك رفتن شما و توام شدن با تب هاي شديد غير قابل كنترل مطمئن شدم كه اين تب ها نمي تواند فقط به دليل دندان در آوردن باشد. دو شب بود كه ما اصلا نخوابيده بوديم و اونقدر تا صبح گريه ميكردي و جيغ ميكشيدي كه منو و بابايي واقعا نمي دونستيم بايد چيكار كنيم و ديگه ربط دادن اين همه گريه و بي تابي به دندون در آوردن شما واقعا غير منطقي بود و اين بود كه روز يكشنبه تولد حضرت محمد كه تعطيل بود به دكترت زنگ زديم و شانس آورديم كه در آن روز در درمانگاه نارمك بود و گفت تا ساعت 1 بعد از ظهر هست ياسمن و خونه تنها گذاشتيم و من و تو و بابايي راهي شديم تب شما اصلا پائين نمي اومد. صبح كه بلند شديم تو ...
نویسنده :
مامان عاطفه
11:14












